محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

10

مجمع الانساب ( فارسى )

نيز پندنامهء سبكتكين غزنوى به پسرش سلطان محمود در كمتر تاريخى به اين تفصيل ديده مىشود . مزيت ديگر كتاب حاضر ساده‌نويسى و استفادهء شبانكاره‌اى از لغات و تركيبات متداول زمان خود مىباشد . در يك مقايسهء ساده بين كتاب حاضر و ساير تواريخ قرن هشتم اين برترى را مىتوان دريافت . 4 - شعر و شاعرى شبانكاره‌اى در شرح حال شبانكاره‌اى گفته شد كه او نيز مانند فخربنا كتى - شاعر همعصرش - به شاعرى شهره است ولى متأسفانه كتب ترجمهء احوالى كه تاكنون چاپ شده كمتر اسم اين شخص را به عنوان شاعر ثبت كرده‌اند اما در كتاب حاضر به‌وفور شعرهاى وى را مىبينيم . اشعارى كه در استحكام و جزالت ، قدرت شاعر را نشان مىدهد . 5 - ذيل مجمع الانساب بعد از تأليف مجمع الانساب ، نسخهء دستنويس شبانكاره‌اى به دست نجم الحق - و الدين خضر بن تاج الدولة و الدين محمود بيهقى افتاد و به خواهش او دوست ديرينش غياث الدين بن على نايب فريومدى آن را گويا نه زودتر از 783 هجرى به پايان رساند و رويدادها را تا روزگار خود در آن آورد . در اين تكمله از امير شاه ولى كه در سالهاى 786 - 754 هجرى در استراباد و بخشى از خراسان فرمانروايى داشت ستايش شده است . در تكمله‌اى كه فريومدى براى آن نگاشته است تاريخ پادشاهى طوغاى تيمور و نيز پادشاهان هم‌روزگار او در ايران و تاريخ غياث الدين شاه ولى آورده شده است . پس از آن آگاهيهاى مختصرى از فرمانروايان محلى و كسان ديگرى كه پس از 736 هجرى در بخشهاى گوناگون ايران دست به شورش زده‌اند به‌ويژه صورت نام سربداريان و سرگذشت آنان داده مىشود « 5 » . اين ذيل فقط در نسخهء ينىجامع تركيه وجود دارد و در آن كلمهء « سربدار »

--> ( 5 ) و ( 6 ) . ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى ترجمهء يو . ا . برگل مترجمان يحيى آرين‌پور و سيروس ايزدى و كريم كشاورز ، تحرير احمد منزوى ، چاپ مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، تهران ، 1362 ، ص 492 و 493 .